X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



مقتل حضرت زهرا سلام الله علیها
مقتل حضرت زهرا سلام الله علیها
بزرگواران سعی کنید تا آخر مقتل رو مطالعه بفرمایید! خیلی جانسوزه...


✔فردای بعد ازشهادت

✔فردای بعد از تدفین مردم ناراحت بودند
⚫امیرالمؤمنین فرمود به خدا قسم فاطمه به من وصيت كرده بود كه شما دو نفر بر سر جنازه‏ ى او و نماز بر او حاضر نشويد. من هم كسى نيستم كه امر او و وصيتش را مخالفت كنم.
⚫عمر ملعون گفت اين سر و صداها را رها كن. هم اكنون كنار قبرها می ‏روم و آنها را نبش می كنم تا جنازه ‏ى فاطمه را پيدا كنم و بر بدن او نماز بخوانم!
⚫حضرت فرمود: بخدا قسم اگر كوچكترين اقدامى در اين باره كنى- در حالى كه می دانى هرگز بر جنازه‏ ى فاطمه عليهاالسلام دست نخواهى يافت مگر آنكه سرت كه چشمانت در آن است از تنت جدا شود- آنگاه من جز با شمشير با تو روبرو نخواهم شد قبل از آنكه بتوانى كارى انجام دهى.
⚫عمر فرياد زد: عده‏اى از زنان مسلمين بيايند تا اين قبرها را بشكافيم و جنازه‏ ى فاطمه را پيدا كنيم تا بر بدن او نماز بگذاريم و قبر او را زيارت كنيم!!
.
⚫اين خبر به اميرالمؤمنين رسيد. حضرت قباى زرد رنگى را كه در جنگهاى شديد می ‏پوشيد به تن كرد و بحال غضبناك كه چشمانش سرخ شده و رگهايش بالا آمده بود با تكيه بر شمشير ذوالفقار آمد تا وارد بقيع شد.
⚫يك نفر جلوتر سراغ مردم رفت و خبر داد كه على بن ابی ‏طالب می ‏آيد و به خدا قسم ياد می‏كند كه اگر سنگى از اين قبرها حركت داده شود شمشير خواهد كشيد تا همه را بكشد.
⚫عمر و اصحابش مقابل حضرت درآمدند و عمر گفت: چه خبر است اى اباالحسن! بخدا قسم قبر او را می شكافيم و حتماً بر او نماز می ‏خوانيم! ⚫مولا لباس عمر را گرفت و او را تكانى داد و بر زمين زد و فرمود: اى عمر، حق خود را رها كردم تا مردم از دين برنگردند، و اما قبر فاطمه، قسم به آنكه جان على بدست اوست، اگر تو و اصحابت در اين باره كوچكترين اقدامى كنيد زمين را از خون شما سيراب می ‏كنم. اكنون اگر می ‏خواهى اقدام كن. من اگر شمشير بكشم آن را غلاف نمی ‏كنم مگر با گرفتن جان تو! تو همان كسى نيستى كه پيامبر قصد كشتن تو را داشت و سراغ من فرستاد، من هم با شمشير آمدم و بسوى تو هجوم آوردم تا تو را بكشم ولى اين آيه نازل شد كه بر اينان عجله نكنيد كه جزاى عملشان را آماده می ‏كنيم؟
⚫ابوبكر فوراً جلو آمد و گفت: اى اباالحسن، بحق پيامبر و بحق آنكه بالاى عرش است، عمر را رها كن. بدان كه آنچه تو كراهت دارى انجام نخواهيم داد.
⚫مولا عمر را رها كرد و مردم متفرق شدند و از آن روز فكر پيدا كردن قبر فاطمه عليه السلام را از ياد بردند.
.

برچسب ها :
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ 1394/1/5 و در ساعت : 16:08 - نویسنده : e.yakhi
محبوب ترین مطالب
  • تصاویری از اوج بد حجابی در ایران - 1193
  • شعر لری با ترجمه فارسی در مورد قبرستان - 845
  • ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ نمی ﺗﺮﺳﻢ از فروغ فرخزاد - 626
  • داستان بنده تنبل و خداوند بخشنده مهربان - 425
  • مقاله تکان دهنده یک جوان یهودی درباره مسلمانان.. - 220
  • این عکس ناراحت کننده شما را هم غمگین خواهد کرد - 195
  • تصاویر باور نکردنی از کار یک شیرماده (عکس) - 155
  • خاطرات کودکی - 152
  • تنور دلتان گرم - 121
  • من به غیرت مردان سرزمینم ایمان دارم... - 101
  • نامه حضرت علی به فرزندش امام حسن(ع) - 87
  • باید از نو شروع کرد ... - 76
  • مادر - 74
  • اینجا ایران است.... - 71
  • خانه خدا کجاست؟؟ - 64
  • تو میگویی که این بابا و آن بابا یکی هستند؟؟؟؟ - 63
  • مردی یا نامردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - 58
  • مطالب جالب و زیبا و آموزنده و فلسفی - 54
  • مهربانترين برادر دنيا - 49
  • آیا خداوند , هرچیزی راکه وجود دارد , آفریده است؟ - 47
  • آخرین مطالب نوشته شده
  • Untitled
  • ادرس کانال کلبه یخی
  • روزگار
  • خنده ی تلخ
  • کلبه ی یخی
  • در وصف دوست
  • خره ما از کره گی دم نداشت
  • Untitled
  • شکرانه
  • شجاعت
  • Untitled
  • دریای خون
  • Untitled
  • ........
  • حجاب.....
  • مغرور نشو...
  • !!!!!!!!!
  • شعر لری با ترجمه فارسی در مورد قبرستان
  • ثروتمند زندگی کنیم به جای آنکه ثروتمند بمیریم…
  • پدر...